|
ما یک نفر | ||
|
امروز استادمون به نقل از اقای نوباوه می گفتند که در آمریکا دومین جرم بزرگ دروغ است .یکی از فامیلهایمان هم چند سال پیش روایت می کرد از اینکه در لندن بدون کارت شناسایی هم می شود کارهای مهم را انجام داد چرا که دروغ وفریب جرمیست عظیم .باهمه ی این احوال باز هم به قول استادمان انگار که دروغ گفتن شده است عرف ما وراست گفت خلاف قاعده . کسی از نزدیکانمان را می شناسم که ظاهرا آدم مذهبی بود ولی ما را نصیحت می کرد که دروغ بگویید ! شما جوانید نمی فهمید ! واین است امر معروف حواسمان باشد ! بدبختانه درباره ی این خصلت بد هم اینقدر حدیث داریم که حواسمان باشد اگر شراب بد است دروغ بدتر ، لعنت خدا بر دروغ گو ، کلید همه ی بدی ها دروغ اما کو حواس. دو روز پیش دوباره ما به پدر محترم زحمت دادیم وبا ایشان رفتیم امیرحضور برای خرید یک قلم کالا . وارد چهارمین مغازه که شدیم مغازه دارشروع کرد سرما را خوردن از پول حلال گفت واز اینکه تا به حال یک بار دروغ نگفته از ایکه بنده خواهرشان هستم واز اینکه اگر آن قلم کالا بد بود بیایم پس بدهیم ولی او را لعنت نکنیم خلاصه ماهم ساده دل این قلم کالا را با تخفیف 380 تومان خریدیم آمدیم بیرون از روی کنجکاوی گفتیم قیمت کالا را بگیریم دیدیم ای بابا آن کالای 380 تومانی که قرار بود حلال باشد 150 تومان است واین است قسم حضرت عباسی یک بازاری . خدایا پناه می بریم از کلید بدی ها : دروغ [ شنبه دوم اردیبهشت 1391 ] [ 22:19 ] [ سارا مسعودي ]
دوستان اگر وقت شناس وروز شناس باشند می دانند که تا پایان ماه چیزی نمانده است ، این نزدیک شدن به پایان ماه به ما هشدار می دهد که 24 روز از اعلام سال تولید ملی گذشت اما ما در این راستا چه کرده ایم ؟متاسفانه در این زمینه بنده نه در وبلاگها موجی می بینم ونه در شبکه های اجتماعی ، اینطور که نمی شودضرب المثلی هست که می گوید جیب خالی پز عالی جسارتا شرح حال ما نباشد که ادعای ولایتمداریمان گوش عالم را کر کند الا گوش خودمان را؟به هر صورت وظیفه ی خود ودغدغه ی خود می دانم که بعد از مدتها وبلاگم را با موضوع تولید ملی بروز کنم. ادامه ی نوشته ی من به دو محور تقسیم می شود: یک صحبتهای مقام معظم رهبری در طول سالهای اخیر که میتواند شاه کلید برای مسئولین وبرای ما باشد دوم چند پیشنهاد عملی که می ما می توانیم انجام دهیم 1-وظیفه ی رسانه ی ملی ودستگاههای فرهنگی:
اصلاح فرهنگ مصرف فردی، اجتماعی و سازمانی، ترویج فرهنگ صرفه جویی و قناعت و مقابله با اسراف،تبذیر، تجملگرایی و مصرف كالای خارجی با استفاده از ظرفیتهای فرهنگی، آموزشی و هنری و رسانهها بویژه رسانه ملی 84/4/10
2- وظایف قوای سه گانه: *مبارزه با قاچاق کالا پديده قاچاق و قاچاقفروشى، ضربه به اقتصاد و هويّت ملى كشور و همه برنامهريزيهاست. اين از لحاظ شرعى، يك عمل ممنوع و حرام قطعى است؛ جنس قاچاق، توليد داخلى را تضعيف، اشتغال ناسالم را ترويج و اشتغال سالم را محدود مىكند
* مبارزه با مفاسد اقتصادی اين مبارزهاى كه ما در پيام اخير، مسؤولان قواى سهگانه را به آن دعوت كرديم، بايد جدّى گرفته شود. اين وسيلهاى براى احساس امنيّت و اطمينان سرمايهگذارِ سالم است *حمایت از کارگران وکار آفرینان یكی از وظایف مسئولان برطرف كردن مشكلات جامعه كارگری از جمله مسئله اشتغال و رونق دادن به كارآفرینان و ایجاد زمینه برای بنگاههای كاری و تولیدی است. 87/2/4 *وظیفه ی بانکها ودستگاه ها: دستگاهها و بانكها و اينها حمايتشان از توليدات داخلى هم ضعيف است؛ يك جاهائى آن توليدكنندهها به خاطر عدم حمايت، به ورشكستگى كشيده ميشوند. با اين مسئله هم بايستى حتماً در خود دولت مقابله بشود؛90/7/13 3- وظیفه ی تولید کننده: شما ميگوئيد كه ما سفارش كنيم به مردم كه توليدات داخلى را مصرف كنند. من كه خب چند سال است دارم سفارش ميكنم؛ بنده كه بارها گفتهام، منتها اين با شعار درست نميشود. خب، بله يك مقدارى مردم حالا يك اعتمادى بكنند، يك اعتنائى بكنند به حرف ما، به خاطرى كه مثلاً ما گفتيم، بروند يك مقدارى چه كنند؛ اين يك بخشى از قضيه است. يك بخش ديگر هم مربوط به كيفيت است. خب كيفيت را بايد بالا برد؛ كيفيتها را بايد بالا برد. 4- وظیفه ی همه ی ما: ما باید عادت کنیم، براى خودمان فرهنگ کنیم، براى خودمان یک فریضه بدانیم که هر کالائى که مشابه داخلى آن وجود دارد و تولید داخلى متوجه به آن است، آن کالا را از تولید داخلى مصرف کنیم و از مصرف تولیدات خارجى بجد پرهیز کنیم؛ در همه ى زمینه ها: زمینه هاى مصارف روزمرّه و زمینه هاى عمده تر و مهمتر.
واما چند نکته که به ذهن بنده می رسد: 1-تشکیل گروهی چه در فضای مجازی چه در دفتر تشکل های دانشجویی و... متشکل از خود ما که ممکن است حقوق ، مدیریت ، اقتصاد و... خوانده ایم برای مشاوره به دوستانی که تمایل به سرمایه گذاری ، کار آفرینی یا حتی خرید سهام در بورس باشند. 2-معرفی کالاها ، تولیدی های ایرانی خوب چه به صورت سایت ؟ چه به صورت گروه در شبکه های اجتماعی که متاسفانه بنده در فیس بوک وپلاس این صفحه را ایجاد کردم اما متاسفانه به هر دلیل استقبال نشد . http://www.facebook.com/groups/285103794901861/ 3- شاید خنده دار باشد اما به نظر من چه اشکالی دارد که اگر آقای داماد خود را آدم با کمالاتی می دانند از خانواده ی خود واز خانواده ی همسر خود بخواهند که جهیزیه حتی المقدور ایرانی باشد. تا خانواده ی زن برای اینکه حرف دهان خانواده ی شوهر را ببندند با راحتی یا بدبختی سعی به خرید اقلام خارجی بکنند. 4- تشکیل گروههای قوی مانند پیشنهاد اول توسط دولت . خب پیشنهادها زیاد نیست من که اقتصاد نخوندم !چه انتظارهایی دارید ها؟ به هرحال بیاید فکر کنیم ، فکر خوب است. [ جمعه بیست و پنجم فروردین 1391 ] [ 17:42 ] [ سارا مسعودي ]
از من پرسیدید چرا اینجا مثل قبل نیست وچرا نمی نویسم ، شاید قسمتی برگردد به حس وحالی که برای نوشتن نیست ، یا بهتر بگویم حس بد افول که دو سالیست با آن دست وپنجه نرم میکنم احساس بد جذاب نبودن نوشته هایم برای خودم وبرای مخاطبم ، به احتمال زیاد هیچ کدام از اینها نیست واین قضیه مربوط می شود به اینکه از نظر من وبلاگ نویسی دارد سالهای آخر عمرش را سپری می کندواین هیچ فرقی بین چپ وراستش ندارد آنهایی که سابقه دارن در عالم وبلاگستان دیگر مثل قدیم شوق وذوف تقسیم افکار خودشون را با دیگران ندارن ، یا اینکه برخی وبلاگها خیلی روزنامه ای شده است حس خودمانی ندارد، انگار دارد متن برای ستون کیهان می نویسد!!!!!!! واین را خبرگزاری ها هم تقویت کرده اند وقتی وبلاگهایی را در اد لیست وبلاگها قرار می دهند که رسمی وجدی باشد بدون هیچ خلاقیتی!! شما نگاه کنید درجشنواره ی بوی سیب برخی نوشته های برگزیدگان بیشتر ادبی وحسی بود تا وبلاگی!!!!!! یا آدمهای تاثیر گذاری مثل امید حسینی برای برنامه های تلویزیونی یا رادیویی دعوت نمی شوند در حالیکه که آدمهای سرد وخشک وبلاگی که تاثیر گذار هم نیستن گنده می شوند، این به نظر من یعنی غلبه ی سبک های دیگر بر سبک خودمان وبلاگ .یعنی بت شدن بعضی از وبلاگهایی که هیچ نیستند فقط سروصدایشان بلند است .شاید خیلی ها بگویند علت سردی وبی روحی این عرصه مهاجرت دوستان به شبکه های اجتماعی باشد ومدعی باشید که بله در شبکه های اجتماعی اتفاقات خارق العاده ای رخ می دهد! در حالی که به نظر بنده درجبهه ی خودی اینگونه نیست ! فکرها لایک نمی خورند ، نظر داده نمی شوند واین فقط عکس ها هستند از غذا گرفته تا عکس آقا که وفور لایک میخورند وهمه زیرش اظهار نظر میکنند!!!!!برای اینکه لایک خور مطلب زیاد شود کافیست فقط یک صحبت قشنگ نقل کنید . دیگر حتی دورهم جمع شدن وبلاگرها مثل سابق نیست درست مثل همایشهای دانشگاهی می ماند!! همایشهایی که بعضا خیلی سطحشان پایین تر از همایشهای دانشگاهیست وفقط برای رزومه پر کردن اشخاص برگزار کننده خوب است نه برای بلاگرها.!!! مدتهاست به این نتیجه رسیده ام که اگر قرار به فعالیت باشد بهتر است در حوزه ی بین المللی با تقویت یک زبان تاثیر گذار باشم . تا با بحثهای بیهوده ی اینترنتی که بیشتر به جدل می ماند تا به بحث های منطقی .بگذارید کسانی که فکر میکنند همه کاره ی بلاگرها هستند خوش باشند وبه فعالیتشان ادامه بدهند. البته اینهایی که گفتم باعث نمی شوند که اگر حال داشته باشم در این وبلاگ نه چسب ننویسم. پی نوشت1: خوشحالم که امثال وبلاگ هلوع با جدیت تمام هنوز دارند می نویسند وبهتر وبهتر از قبل پی نوشت 2: آنهایی که باید این مطلب را بگیرند حتما می گیرند. پی نوشت 3: ظاهرا بنده امسال بهمن ماه کنکور ارشد دارم ولی با وضعیت فاجعه بار درس خواندنم نمی دانم نتیجه ای عایدم خواهد شد یا خیر. شما دعا کنید که بشود
[ یکشنبه هجدهم دی 1390 ] [ 14:51 ] [ سارا مسعودي ]
کوفه ابن روزها دارد امتحان پس می دهد وچقدر کوفه به ما نزدیک است. مگر عمر سعد بودن دشوار است؟ راستی عمر سعد چه می خواست جز یک حکومت ری؟؟؟؟ کوفه همین جاست ، شیطان دارد همین حوالی می رقصد . وقتی نیزه های قدرت طلب بالا باشد چرا نرقصد؟؟؟چرا سرمان هنوز بالاست چرا از خجالت آب نمی شویم؟؟ عاشورا نزدیک است ! باور نداریم گویا کل یوم عاشورا کل ارض کربلا! کوفه نتیجه اش را پس داد با سر امام حسین با شهادت مسلم . همین پس فردا سالگرد تکرار امتحان کوفه است . التماس دعا.
[ چهارشنبه یازدهم آبان 1390 ] [ 19:23 ] [ سارا مسعودي ]
این یاداشت را برای نویسنده ی وبلاگ رایحه ی روح الله می نویسم که از من خواسته بودند در راستای نوشتن پایان نامه ی خود در ارتباط با موضوع پوشش زن ایران اسلامی اگر نکته ای به ذهنم می رسد بگویم.
![]() نمی دانم با گفتن این جمله ناشنیده چه حسی به شما دست می دهد!! می خندید، مسخره می کنید، یا میگویید چه ربطی داشت ، به هر صورتی که ممکن است فکر کنید این جمله را خواهم گفت که !مادران وپسران بله شما اقایان هم در تحق امر بدحجابی یا رفتن دختران به سمت وسوی عمل های جراحی بی تقصیر نیستند!! وقتی سمت وسوی جامعه به سمتی برود که زیبایی ملاک اول وآخر باشد وویژگی های دیگر در رده های بعدی چرا دختران جوان برای زیبا تر شدن از هر ابزاری استفاده نکنند! این تمام ماجرا نیست این یک تکه از یک پازل است تکه ی بعدی سینمای ماست ! سینمایی که ظاهر ایرانیست ولی باطنش اینطور نیست ، الگو سازی رسانه های جمعی را نباید دست کم گرفت .وقتی یاد می دهد چطور بپوشیم چطور حرف بزنیم ، چطور روابطمان را تعریف کنیم وبه طور کلی فرهنگ سازی کلان ! حالا بیایید هی گشت ارشاد راه بیندازیم و سینماهایمان اوضاعش اینطور باشد.!یک پرانتز در اینجا باز می کنم به اینکه گشت ارشاد ما باید هدفمند باشد معتقدم در تهران وحتی اخیرا در قم تعدادی از زنان در خیابان مد تعریف می کنند !! یادم هست چند سال پیش در تهران شما کم عروسی را می دیدید که بدون شنل در خیابان باشد ولی متاسفانه اکنون این روند خیلی عادی در خیابان جریان دارد آن موقع ها همیشه فکر می کردم یک عده الکی وبه صورت صوری در خیابان عروس دامادی می گردند تا جریانی از اینگونه الگو را در جامعه راه بیندازند ! پس بهتر است گشت ارشاد به دنبال این گونه جریانهای سازمان دهی شده باشد..تکه ی دیگر در مسئله ی حجاب بحث مهم کتاب وتولید محتواست .متاسفانه ما کتابهای خوبی در این زمنیه نداریم ومن نمی دانم چرا برخی مصر هستند که بگویند ما از این نظر غنی هستیم ! کتابی با نثر روان استدلالهای متقن و... این بحث بسیار مهمیست چرا که طبیعتا هر انسان ازاده ای در مواجهه با سوالهایش به دنبال پاسخ است! بازهم یک پرانتز دیگر برای تکمیل مطلب وآن هم اینکه اخیرا دیدم انتشارات کانون اندیشه یک بسته ی بسیار جذاب در زمینه ی مسائل دختران چاپ کرده ولی متاسفانه کتابهای درون بسته به اندازه بسته خواندش جذاب نبود.پازل بعدی بحث فروشگاههای فروشنده مانتو هستند که علی رغم اینکه بارها وبارها دوستانم در نت به آن از سالهای پیش به آن اشاره کرده اند هنوز با مشکل مانتوهای زیبا ولی مناسب برای پوشش مواجهه هستیم یا تنک است یا کوتاه یا نازک !!!!!!!! در این راستا جای تشکر دارد از مسئولین که هر سال نمایشگاه مد لباس اسلامی ایرانی را راه می اندازند ! اما یک امای گنده به نام گرانی محصولات عرضه شده در این نمایشگاه وجود دارد.جا دارد در این جا یادی کنیم از زنان ومردانی که خودشان برای خودشان یک پا مرجع تقلیدن ودر زمینه ی پوشش خود را صاحب نظرتر از برخی مراجع می دانند! خودتان بگیرید لطفا شما ودوستان من میتوانید به این پازل ناتمام تکه های بسیاری را اضافه کنید ! هدف از گفتن این چند پازل که شاید بیشترش برای همه آشنا باشد گفتن این است که معضلات فرهنگی ارگانی نیست که فقط با نیروی انتظامی حل شود یا تبلیغات اسلامی نخیر موضوعیست که باید به صورت سیستماتیک مطرح وبه صورت سیستماتیک در یک برنامه ریزی کوتاه مدت وبلند حل شود. ![]() ![]() ببخشید طولانی شد .!درپایان معتقد هستم ما در زمینه ی حجاب کار چندانی نکردیم وبا توجه به این کارهای نکرده نباید انتظار چندانی داشته باشیم . [ دوشنبه نهم آبان 1390 ] [ 15:49 ] [ سارا مسعودي ]
این مطلی که می نویسم اصلا اصلی نیست بلکه فرعی فرعی است!!!ا
امروز جناب احمدی نژاد افاضه فرموده اند و مطلبی در مورد حکومت حضرت سلیمان را خاطر نشان کرده اند که عین جملات را می آورم.(( در قرآن داریم که سلیمان دید یه پرندهای نیست که اگه اشتباه نکنم هدهد بود (!!) خلاصه گفت که این پرنده کجاست؟ اگه بیاد و دلیل قانعکنندهای نداشته باشه .... میدم! تا اینجاش به نظر مشکلی نداره اما مشکل از جایی شروع میشه که خیلی اتفاقی از یکی از دوستانم که از اعضای بنیاد ملی نخبگان است شنیدم که جناب دکتر در دیدار سال گذشته با نخبگان نیز مدل حکومتی حضرت سلیمان رو مثال می زنن و اضافه میکنن انسان این توانایی رو داره که حتی جن را در خدمت بیشرفتش قرار بده!
[ سه شنبه بیست و ششم مهر 1390 ] [ 23:8 ] [ وگاهي سيد حسام الدين زندوي ]
نوشتنم نمی آید خیلی وقت است خشکسالی گرفته است ، اصلا انگار هرچی بزرگتر می شوم خشکسالی عمیق تر می شود رویش را مغزم مهر زد که این قلم تا اطلاع ثانوی پلمپ می باشد اما می شود با همین کلمات ساده در خشکسالی کمبود لغآت گفت : تو راجان مادرتان دعا کنید صاحبمان بیایند وما حداقل در سپاهشان نبودیم کفشهایشان را واکس بزنیم بالاخره اقا بی کفش که نمی آیند؟ یا شربت مقوی سنتی به جای چایی مضر درست کنیم!بیایید امشب خوب دامن خدا را بچسپیم وآنقدر عاجزش بکنیم که تسلیم شود ومهر ظهور حضرت را بزند بیایید همه امشب باهم از ته ته قلبمان حتی از نوع سیاهش بگوییم خدایا فرج ما را برسان
[ سه شنبه یکم شهریور 1390 ] [ 20:43 ] [ سارا مسعودي ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||