ما یک نفر
 

در مورد سوال از رئیس جمهور که چند وقت است برای بار دوم مورد بحث قرار گرفته است چند نکته ی کوتاه وجود دارد که مختصر می نویسم:

1-پاسخگویی ذاتا امر مطلوبی است.یکی از وظایف مسئول پاسخگویی است.اصلا معنای مسئول همین است.مسئول یعنی کسی که مورد سوال قرار می گیرد.در اسلام هم بسیار  به آن تاکید شده است.رهبر انقلاب هم اینقدر این مسئله را اساسی می دانند که یک سال را به همین نام نامیده اند.(سال83)

2-هر زمان، و مخصوصا در شرایط فعلی که واقعا بدون اغراق شرایطی جنگی است، وحدت و همدلی و جدل نکردن مسولین و قوا از ملزومات است و نه تنها بنا به توصیه رهبری که به حکم عقل نیز باید از دعوا و مجادله پرهیز کرد.

3-اما سوال اصلی و مهمی که وجود دارد این است که آیا مخالف بودن و ابراز نمودن نظر مخالف و نیز انتقاد کردن و همچنین طرح سوال از مسائلی است که باید برای دستیابی به هدف مطلوب همدلی و وحدت تحت شعاع قرار گیرند؟به نظر می رسد فرق است بین دعوا و علنی کردن آن با انتقاد و مخصوصا سوال.در اسلام انتقاد بزرگترین هدیه ایست که به طرف مقابل می توان داد و سوال امری بسیار طبیعی است.اگر به استناد وحدت اصل سوال از رئیس جمهور را زیر سوال ببریم،کسی دیگر با همین استدلال می تواند سوال از نماینده را زیر سوال ببرد و کسی دیگر می تواند هر نظر مخالف با نظر دولت را حتی در مواردی که اشتباه دولت وضوح دارد زیر سوال ببرد و اصلا اصل کنترل قوا توسط یکدیگر که هدف اصلی اصل تفکیک قواست زیر سوال می رود.

4-هیچ کس شک ندارد که فشارهای اقتصادی حال حاضر بیش از هر کسی گریبان توده مردم را گرفته است و سوال های مختلفی در ذهنشان است.چرا نباید این سوال ها از طریق نمایندگانشان که در واقع باید زبان آنها  باشند مطرح شود؟چرا مردم را در معادلات خود نمی گنجانیم؟چرا برای آنها این حق را قائل نیستیم که بدانند اوضاع کشور چرا اینگونه است و پاسخ بشنوند از کسانی که با رای آنها مسئولیت یافته اند که امور مردم و از جمله مسائل اقتصادی را تدبیر کنند؟اگر با مردم صادقانه برخورد شود مردم نیز بیشتر تمایل می یابند که توان خود را در طبق اخلاص گذارند تا این مشکلات را پشت سر بگذاریم.مردم باید در عمل احساس کنند به عنوان صاحبان اصلی نظام به آنها نگاه می شود.

5-تا اینجا همه چیز درست است اما قضیه طبیعی بودن سوال موقعی از حالت بدیهی بودنش خارج می شود که طرف سوال کسی باشد مثل آقای احمدی نژاد.آنقدر رفتار این مرد خاص است و غیر قابل پیش بینی و آن قدر اعتماد به نفس این آدم در طرح جواب هایی خارج از چارچوب زیاد است که همه را به دلهره می اندازد که نکند این انسان غیر قابل پیش بینی کاری کند که تبعاتی دامن جامعه را بگیرد.به نظر من دعوا همین جاست نه در اصل سوال و انتقاد و ازاین قبیل.وخیلی ها برای غلبه بر دلهره خود صورت مسئله را پاک می کنند و اصل موضوعیت سوال در این شرایط را زیر سوال می برند و لابد در ذهنشان به طور خود آگاه یا ناخود آگاه این جمله ی تقریبا معروف میگذرد که((بگذاریم این چند ماه هم به خوبی و خوشی تمام شود))

6-اما فکر نمیکنم این محافظه کاری و انفعال و پاک کردن صورت مسئله کار درستی باشد.دوستان باید بدانند این کار علاوه بر اینکه عمل نکردن به انتظارات موکلینشان هست ((تالی فاسد)) نیز دارد و تالی فاسدش این است که اگر زمانی رئیس جمهوری مخالف نظرشان زمام امور را بر دست گرفت و هر کاری که عشقش کشید کرد و در مقام پاسخگویی هم مثل جناب احمدی نژاد غیر قابل پیش بینی بود آنوقت هم باید زبان در کام گیرند و ساحت وحدت بین قوا را جریحه دار نکنند!

7-در آخر باید بگویم من این مسئله سوال را خیلی خیلی عادی و غیر مهم می دانم و این جنجال ها و حاشیه ها برایم عجیب است.

[ جمعه نوزدهم آبان 1391 ] [ 2:9 ] [ سیدحسام الدین زندوی ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

بزرگ می شویم بدون اینکه گذر زمان را احساس کنیم . وچقدر زود به پایان عمرمان نزدیک می شویم وما می مانیم و کوله بار بردوش . من سارا مسعودی متولد 69 ودانشجوي كارشناسي ارشد مديريت رسانه علامه که برخلاف همیشه کمتر می نویسم وهمسرم سید حسام الدین زندوی متولد 65 كارشناسي ارشد حقوق ارتباطات علامه. وبلاگ سابقم هم یک کج ومعوج بود که هنوز نوشته هایش ونظرهایش برایم شيرين است
موضوعات وب
امکانات وب
مرگ بر آمریکا